كتاب حاضر به خوبى ترسيم كنندهى دستهاى از مجموعه عوامل و اتفاقاتي است كه در كنار هم مىنشينند و نتيجه را آن مىكنند كه نبايد. داستان روايت دوگانهاى است كه خواننده با پيش رفتن در كتاب حالات و احساسات راوى را درك مىكند و مىتواند با آن ارتباط برقرار سازد. و اين را به حساب تجربيات نويسندهى آن مىگذاريم كه چون خوب ديده، پس به خوبى نوشته و آن را انتقال داده است. از ديگر سو، خودِ داستان با حركتى كه دارد مىتواند براى خواننده پنجرهاى نو بگشايد تا تنها در داستان ساكن نماند و علاوه بر آن، با تصور خود، تفكر كند و پنجرهى باز شده، برايش يك تجربه گردد.
نظر